اثربخشی مداخله خانوادهمحور بر افزایش خودآگاهی هیجانی و معنای زندگی در افراد مبتلا به سرطان
الموضوعات :فرح لطقی کاشانی 1 , سحر مقدس 2
1 - واحد دانشگاه علوم پزشکی تهران آزاد اسلامی
2 - گروه روان شناسی بالینی، واحد الکترونیک، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
الکلمات المفتاحية: مداخله خانوادهمحور, خودآگاهی هیجانی, معنای زندگی, سرطان,
ملخص المقالة :
با توجه به اینکه ابتلا به سرطان پیامدهای گستردهای بر سلامت روان، هیجانات و معناجویی بیماران برجای میگذارد، توجه به مداخلات روانشناختی اثربخش که نقش خانواده را در فرایند درمان پررنگ میکنند، بیش از پیش اهمیت یافته است. در سالهای اخیر، رویکردهای خانوادهمحور بهعنوان مداخلاتی حمایتی و همافزا معرفی شدهاند که میتوانند موجب ارتقای سازگاری هیجانی و معنایی بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن شوند. پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی مداخله خانوادهمحور بر افزایش خودآگاهی هیجانی و معنای زندگی فرد مبتلا به سرطان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پژوهش پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه آزمایشی و کنترل بود. جامعه آماری شامل مراقبین اصلی افراد مبتلا به سرطان شهر کرج در سال 1403 بود که از تشخیص بیماری خود مطلع و مراحل درمانی را می گذراندند. به منظور تعیین حجم نمونه، 32 نفر از مراقبین افراد مبتلا به سرطان به صورت نمونه هدفمند و در دسترس انتخاب و پس از انتخاب، به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) تقسیم شدند. از گروه آزمایش پیشآزمون گرفته شد و سپس تحت مداخله خانوادهمحور قرار گرفتند. در انتها، از آنها پسآزمون گرفته شد. از گروه کنترل نیز پیشآزمون گرفته شد و بدون انجام مداخله، در انتهای مدت زمان آموزش، پسآزمون گرفته شد. پس از 4 ماه، پیگیری در هردوگروه انجام شد. ابزار پژوهش شامل مقیاس معنای زندگی استگر و همکاران وپرسشنامه خودآگاهی هیجانی گرنت فرانکلین و لانگفورد بود. یافته های حاصل از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد، روش مداخله خانواده محور در افزایش معنا در زندگی و خودآگاهی هیجانی بیماران مبتلا به سرطان پستان، توانسته است اثر معنیداری ایجاد کند. همچنین نتایج نشان داد اندازهی اثردر پسآزمون معنا در زندگی بیشتر از خودآگاهی هیجانی است. بنابراین می توان نتیجه گرفت مداخله خانواده محور، به طور معنی داری در افزایش خودآگاهی هیجانی و معنای زندگی فرد مبتلا به سرطان مؤثر باشد.
