فهرس المقالات غلامعلی منتظر


  • المقاله

    1 - توسعه چارچوب ترکیبی رهنگاری فناوری با استفاده از تکنیک فراترکیب
    آینده پژوهی مدیریت , العدد 113 , السنة 29 , تابستان 1397
    در محیط پرتلاطم و پویای امروز، هدایت مسیر توسعه فناوری، مشتمل بر هدف گذاری، اتخاذ راهبردها و تدوین سیاست ها؛ لازمه توسعه موفق آن به شمار می رود. اما فناوری چه درون زا و مبتنی بر فعالیت های تحقیق و توسعه داخلی باشد چه با منشاء خارجی و برون زا تلقی شود؛ مستلم سیاستگذاری و أکثر
    در محیط پرتلاطم و پویای امروز، هدایت مسیر توسعه فناوری، مشتمل بر هدف گذاری، اتخاذ راهبردها و تدوین سیاست ها؛ لازمه توسعه موفق آن به شمار می رود. اما فناوری چه درون زا و مبتنی بر فعالیت های تحقیق و توسعه داخلی باشد چه با منشاء خارجی و برون زا تلقی شود؛ مستلم سیاستگذاری و مدیریت صحیح بر فرایند توسعه فناوری و رهنگاری آن است. لذا رهنگاری فناوری با هدف همراستایی استراتژی های سازمان در جهت دستیابی به اهداف کسب وکار به عنوان یک ابزار مدیریتی پشتیبان کسب وکار قلمداد شده و بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. پژوهش های متعددی در این حوزه صورت گرفته و مدل ها، فرایندها و چارچوب های مختلفی برای نمایش رهنگاشت ها و اجرای فرایند رهنگاری ارائه شده است. با این وجود کمبود پژوهشی که به بررسی سیستماتیک و تحلیلی این مطالعات پرداخته باشد احساس می شود. لذا این پژوهش می کوشد با استفاده از تکنیک فراترکیب و تفسیر تطبیقی 73 پژوهش (از سال 1997 تا 2016[i]) در حوزه رهنگاری فناوری، به ارائه یک چارچوب ترکیبی از مولفه های اصلی رهنگاری فناوری (دیدگاه های مختلف نست به رهنگاری، نیازمندی های رهنگاری، فرایند رهنگاری، مولفه های رهنگاشت، شکل و قالب رهنگاشت و تکنیک های اثربخش در رهنگاری) بپردازد. این چارچوب پیشنیاز تحقیقات آتی در حوزه رهنگاری (توسعه فرایند رهنگاری و یا تدوین رهنگاشت نوین در حوزه های تخصصی) می باشد. در پایان با استفاده از نظر خبرگان و آنتروپی شانون کفایت و اهمیت مولفه های شناسایی شده در چارچوب پیشنهادی، ارزیابی می شود. تفاصيل المقالة

  • المقاله

    2 - تدوین سناریوهای گذار به وضعیت بهبودیافتۀ ساختار سیاست‌گذاری علم و فنّاوری در ایران
    پژوهش های مدیریت راهبردی , العدد 4 , السنة 25 , پاییز 1398
    تأمل بر ساختار نهادی سیاستگذاری علم و فنّاوری در چند دهۀ اخیر مورد توجه اندیشمندان این حوزه قرار گرفته است. به رغم درک اهمیت این موضوع در ایران، آشفتگیِ ساختار نهادی به معنی تعدد نهادهای سیاستگذار و تعاملات نامؤثر آنها موجب برانگیختن انتقادات فراوانی میان اندیشمندان شده أکثر
    تأمل بر ساختار نهادی سیاستگذاری علم و فنّاوری در چند دهۀ اخیر مورد توجه اندیشمندان این حوزه قرار گرفته است. به رغم درک اهمیت این موضوع در ایران، آشفتگیِ ساختار نهادی به معنی تعدد نهادهای سیاستگذار و تعاملات نامؤثر آنها موجب برانگیختن انتقادات فراوانی میان اندیشمندان شده است. در این پژوهش ابتدا از طریق اسناد و مدارک سیاستی حوزۀ علم و فنّاوری و مصاحبه با 20 نفر از خبرگان این حوزه در ایران، وضعیت موجود ساختار نهادی سیاستگذاری علم و فنّاوری در ایران در سطح ملی ترسیم و اشکالهای آن تبیین می شود؛ سپس برای برون رفت از وضعیت موجود و بر اساس نظریات خبرگان، دو سناریو به عنوان ساختار بهبودیافتۀ سیاستگذاری علم و فنّاوری در ایران پیشنهاد شده که شامل سه سطح تدوین سیاستها و اولویتهای ملی؛ طراحی برنامه ها و سیاستهای اجرایی؛ و ارزشیابی سیاستی به ایفای نقش در این حوزه می پردازند. دو پیش فرض اصلی در طراحی این سناریوها، پرهیز از حذف نهادهای سیاستگذار، دست کم در کوتاه مدت، و نیز اجتناب از تأسیس نهادی جدید در این حوزه بوده است. شایان ذکر است این سناریوها به عنوان سناریوهای دوران گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب طراحی شده اند. تفاصيل المقالة

  • المقاله

    3 - سیر تحولات علم و فنّاوری از وحدت به کثرت (رویکردی فرهنگی- تاریخی)
    مطالعات میان فرهنگی , العدد 5 , السنة 15 , زمستان 1399
    روند واگرایانۀ علم و فنّاوری قریب به سه سده قبل از میلاد شروع شده و تا اواسط سدۀ بیستم میلادی ادامه داشته است. تفکیک تدریجیِ علوم از فلسفه و سپس شکل‌گیری رشته‌های دانشگاهی شواهدی تاریخی بر این مدعاست. پیدایش انقلاب صنعتی و پیامد آن یعنی نظام کارخانه‌ای، نفوذ رویکرد حرفه أکثر
    روند واگرایانۀ علم و فنّاوری قریب به سه سده قبل از میلاد شروع شده و تا اواسط سدۀ بیستم میلادی ادامه داشته است. تفکیک تدریجیِ علوم از فلسفه و سپس شکل‌گیری رشته‌های دانشگاهی شواهدی تاریخی بر این مدعاست. پیدایش انقلاب صنعتی و پیامد آن یعنی نظام کارخانه‌ای، نفوذ رویکرد حرفه‌ای‌گری در علم و فنّاوری و وجود تفکّر تحلیلیِ تجزیه‌مدار، مهم‌ترین تحولات فرهنگی است که موجب شکل‌گیریِ سیر واگرایانۀ علم و فنّاوری است. از اواسط سدۀ بیستم میلادی با ظهور دو جریان میان‌‌رشته‌ای‌ها و فنّاوری‌های نوپدید، همگراییِ علم و فنّاوری آغاز شده است. جایگزینی تفکّر نظام-مند به جای تفکّر تحلیلیِ تجزیه‌مدار و نیز رویکرد ناحرفه‌ای‌گری به جای رویکرد حرفه‌ای‌گری دو عامل تأثیرگذار بر این تغییر پارادایم است. در این مقاله با رویکردی فرهنگی- تاریخی و استفاده از اسنادِ موجود به دنبال تبیین این ادعا هستیم که روند علم و فنّاوری در طی چند صد سال، سیر واگرایانه داشته و به تدریج در اواسط سدۀ بیستم میلادی شواهدی از همگرایی آن مشاهده شده است. تفاصيل المقالة